حمامی که نانوایی شد.

در قدیم نظام اقتصادی روستاهایی که برپایه کشاورزی و دامداری بود، آداب و رسوم خاص خودش را داشتند و بالطبع روستای ما نیز که معیشت مردم بر پایه دامداری و کشاورزی بود از این امر مستثنا نبوده است.

معاملات و تعاملات اقتصادی در اجتماعات کوچک روستایی بیشتر بصورت معامله پایاپای صورت می گرفته است.در بحث دامداری و و فراورده های دامی و نحوه معاملات آن  بیشتر تابع نظام قرضی بوده است که به آن تعامل «واراداشی» می گفتند.- که البته بحث فعلی ما نیست و بایستی در مبحث جداگانه ای مورد کنکاش قرار گیرد -

در مورد دکان ها و مغازه ها و مراکز فروش اجناس که اغلب اجناس موجود آن شامل اجناس غیر تولیدی محلی و وارداتی از شهر ها و دیگر نقاط بوده است، باید گفت که مسکوکات و و پول بسیار کم در جریان بود. مردم چند عدد تخم مرغ یا یک باتمان  (4کیلو ) گندم می بردند و مثلا یک لیتر نفت یا مقداری قند خرید می کردند . در اصل این بیشتر به یک معاوضه شبیه استتا به یک خرید.

به جز کالا و اجناس در یک نظام مبادلاتی ، خدماتی هم ارائه می شود که بایستی در ازای آن پول پرداخت شود. خدماتی از جمله آرایشگاهها یا همان سلمانی های قدیم ، مزاکز آموزشی برای تدریس خواندن و نوشتن که مکتبخانه بودند، و یا حمام ها که بحث امروز ماست .حالا شما فکر کنید در جامعه کوچک روستایی که پول و وجه نقد کاربرد زیادی ندارد و اگر کاربرد هم دارد اصلا وجهی نیست که بتوان به سهولت کالا یا خدماتی را گرفت.

در چنین وضعی هزینه یک مرد در ازای رفتن به حمام یک چارک گندم بود .( نزدیک 450 گرم ) البته گندمها را مردم در هر بار مراجعه به حمام پرداخت نمی کردند بلکه موقع برداشت خرمن و محصول حمامی می آمد و طلب خودش را یکجا برمی داشت و می رفت.

ولی یک زن یا دختر در هر بار مراجعه به حمام بایستی هزینه را همانجا پرداخت می کردند آن هم نه گندم ، بلکه باید یک قرص نان در ازای هر نفر به حمامی می دادند. و حمامی نان اضافه بر مصرف خانواده اش را در همان محل حمام می فروخت.

/ 2 نظر / 54 بازدید
MJH

زندگی یعنی همین یک روز کاری پر تلاش ارتزاق لقمه ای نان حلال نان سنگک گر نشد نان لواش

به این شاطر میگن پنجه طلا/عبدالله پلنگم میگن[لبخند]