<<embed width="128" height="128" src="url.swf"></p> </body> </html> حمامی که نانوایی شد. - داق داق آباد - داوه

lotfan montazer bemanid...
 
حمامی که نانوایی شد.
ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: حمامی که نانوایی شد ، خرید نان از حمام ، نان و حمام

 چیز های عجیب و غریب خیلی دیدیم ولی اینکه یکی بره از حمام عمومی نان بخره ندیدیم! دست شاطر عبداله و آقا مجید درد نکنه. دو تا نان سنگگ تحویل دادن نزدیک یک متر . قبل از گرفتن نان یه استکان چایی هم دادن خوردم بعد نانارو بردم خونه با مهمونایی که داشتیم خوردیم و بجان شاطرو شاگردش دعا کردیم!نیشخند

ولی خیلی عجیبه ، کی فکرشو می کرد جایی که می رفتیم خومونو با کیسه و روشور می شستیم و موقع برگشت پنج تومان به محمدآقا حمامی بابت پول حمام می دادیم یه روزی بشه سنگکی! پدرم گفت این چیز جدیدی نیست . چون تا چهل سال پیش اکثرا محل فروش نان همان حمام ها بودند!خیلی جالب بود چون هم حمام می رفتی و موقع برگشت چند قرص نان هم می خریدی .

چیه ؟ تعجب کردین؟چشمک

تعجب نکنید . این یه مطلب تاریخیه. بخشی از تاریخ روستامون و همه روستاهای این اطراف.ادامه مطلب رو بخونید و از این موضوع کاملا آگاه بشید.

 

 


در قدیم نظام اقتصادی روستاهایی که برپایه کشاورزی و دامداری بود، آداب و رسوم خاص خودش را داشتند و بالطبع روستای ما نیز که معیشت مردم بر پایه دامداری و کشاورزی بود از این امر مستثنا نبوده است.

معاملات و تعاملات اقتصادی در اجتماعات کوچک روستایی بیشتر بصورت معامله پایاپای صورت می گرفته است.در بحث دامداری و و فراورده های دامی و نحوه معاملات آن  بیشتر تابع نظام قرضی بوده است که به آن تعامل «واراداشی» می گفتند.- که البته بحث فعلی ما نیست و بایستی در مبحث جداگانه ای مورد کنکاش قرار گیرد -

در مورد دکان ها و مغازه ها و مراکز فروش اجناس که اغلب اجناس موجود آن شامل اجناس غیر تولیدی محلی و وارداتی از شهر ها و دیگر نقاط بوده است، باید گفت که مسکوکات و و پول بسیار کم در جریان بود. مردم چند عدد تخم مرغ یا یک باتمان  (4کیلو ) گندم می بردند و مثلا یک لیتر نفت یا مقداری قند خرید می کردند . در اصل این بیشتر به یک معاوضه شبیه استتا به یک خرید.

به جز کالا و اجناس در یک نظام مبادلاتی ، خدماتی هم ارائه می شود که بایستی در ازای آن پول پرداخت شود. خدماتی از جمله آرایشگاهها یا همان سلمانی های قدیم ، مزاکز آموزشی برای تدریس خواندن و نوشتن که مکتبخانه بودند، و یا حمام ها که بحث امروز ماست .حالا شما فکر کنید در جامعه کوچک روستایی که پول و وجه نقد کاربرد زیادی ندارد و اگر کاربرد هم دارد اصلا وجهی نیست که بتوان به سهولت کالا یا خدماتی را گرفت.

در چنین وضعی هزینه یک مرد در ازای رفتن به حمام یک چارک گندم بود .( نزدیک 450 گرم ) البته گندمها را مردم در هر بار مراجعه به حمام پرداخت نمی کردند بلکه موقع برداشت خرمن و محصول حمامی می آمد و طلب خودش را یکجا برمی داشت و می رفت.

ولی یک زن یا دختر در هر بار مراجعه به حمام بایستی هزینه را همانجا پرداخت می کردند آن هم نه گندم ، بلکه باید یک قرص نان در ازای هر نفر به حمامی می دادند. و حمامی نان اضافه بر مصرف خانواده اش را در همان محل حمام می فروخت.


 
 
 
 

امکان مشاهده آنلاین فیلم و ویدیو